تبليغاتX
هر کجا باشم آسمان را دوست دارم - آسمانم

در برم نه چیزی از آن دارم

و نه آنم که آنی به یادم آرم،  چه بودم ؟ چرا بودم؟!  چگونه بودم؟!

راهی از آب طی کرده ام....

چندان هول غرق داشتم، که طناب ها را چون چوبینی تیره به آغوش کشیدم

و خوب می دانی چه کرد این توهم  درهم.

پاره تیغی پایم خراشید:

آه چرا مرا زخمه می زنی؟!!

    طنابم آزاد شد

سایه ی آسمان را در برق تیغ دیدم:

 

صاف، آبی، روشن، پهناور

 

خود دیدم آغوشش برایم جا داشت

باور کن راست می گویم!!

 

نوشته شده توسط آسمانه در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 1:27 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar