نشسته است
دستانش با دانه های مروارید گونه ی تسبیح بازی می کند
همیشه لبخند بر لبانش جا دارد،
وگاهی به اجبار گوشه نشین صورتش می شود.
آسمانِ نگاهش در آیینه ی آسمان می افتاد،
آسمان از این رو آبی ست.
صبح که دستانش را به آسمان می برد،خورشید طلوع می کند
و به هنگام اشک ریزانش،آسمان با او هم نوا می شود.
به کنارش نشستم
آرامشی دارد که مرا وصف ناشدنی ست،
چرا که مست آن از هوش می روم و چند ساعتی را بر روی بالش پاهایش آرام می گیریم.و دیگر ...
مادرم دوستت دارم که دوست داشتنی ترین فرشته ی زمینی
روزت مبارک فرشته ی من
نوشته شده توسط آسمانه در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 3:1 بعد از ظهر | لینک ثابت |

